تبليغاتX
گذرگاه زمان ...

گذرگاه زمان ...

با شروع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی ...

مهربان باش و دوست بدار ....

شاید که فردایی نباشد...

پس امروز را به بهترین شکل بگذران ....

سرشار از شادی و ایمان ....

بخند تو در آغوش خدایی .....

نوشته شده در چهارشنبه 1391/01/16ساعت 16:5 توسط زهراسادات |

 

در سوگ نبی جهان سیه می پوشد

در سینه دل از غم حسن می جوشد

از ماتم هشتمین امام معصوم

هر شیعه ز درد جام غم می نوشد

 

ایام سوگواری اهل بیت بر شما تسلیت باد.

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت 0:34 توسط زهراسادات |

محمد حسین عزیزم

 

با یك دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاك می گذارم


و خداوند را شكر می كنم كه ما را با یكدیگر آشنا كرد. آرزو می كنم درلحظه


 لحظه زندگی مشتركمان در كنار یکدیگر عاشقانه و صادقانه به پیوندی كه بسته ایم


                                       تا ابد وفادار باشیم.

 

*بابت نبودنم عذر خواهم

*البته بگم : تو دوران امتحان ها هم هستم ....

 

                                                                             از این پس ما رو باهم دعا بفرمایید

                                         ممنون

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت 0:21 توسط زهراسادات |

 

آرامتر سکوت کن

 
 بی تفاوتی هایت آزارم میدهد ...

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه 1390/09/04ساعت 7:35 توسط زهراسادات |

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفی كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم اعتراض مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت . نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بارميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرارداد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد.
پادشاه در ان يادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد .
نوشته شده در یکشنبه 1390/07/10ساعت 22:52 توسط زهراسادات |

حرف‌هائی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هر کسی

به اندازه‌ی حرف‌هائی است که برای نگفتن دارد!

و کتاب‌هائی نیز هست برای نـنوشتن

و من اکنون رسیده‌ام به آغاز چنین کتابی

که باید قلم را بـِکـَنم و دفتر را پاره کنم

و جلدش را به صاحبش پس دهم

و خود به کلبه‌ی بی در و پنجره‌ای بخزم

و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت!

 

                                                  " دکتر علی شریعتی "

 

نوشته شده در پنجشنبه 1390/06/31ساعت 0:25 توسط زهراسادات |

سلام به دوستان عزیز
خدا وکیلی دلتنگتون شدم
به خاطر غیبت بیست واندی روزه عذرخواهیم رو بپذیرید
البته وقتی اومدم بعضی از دوستان به ما لطف داشتن و جویای احوالمون شدن (ممنون ازشون)
واما بعضی دوستان ....

***
درگیر مسائل کاری و درسیم بودم
ولی به یادتون بودم.
و شاید دیگه کمتر بتونم ....

                                              موفق باشید

                                               

نوشته شده در دوشنبه 1390/06/28ساعت 22:57 توسط زهراسادات |

ای ماه مبارک دلمان زار تو باشد
ماه رمضان دست خدا یار تو باشد
آهسته برو تا دلم از غصه نمیرد
این آرزوی عبد گنهکار تو باشد

عید سعید فطر
                        عید بندگی بر شما مبارک

                                                       التماس دعا


 

نوشته شده در چهارشنبه 1390/06/09ساعت 13:18 توسط زهراسادات |

 

شب قدر است و من قدری ندارم، چه سازم توشه قبری ندارم مبادا

 لیله القدرت سرآید، گنه بر نالم ام افزون تر آید مبادا ماه تو پایان

 پذیرد، ولی این بنده ات سامان نگیرد

 ****

 خدایا! تقدیر ما را در شب قدر بگونه ای رقم بزن که در دنیا و

 آخرت، بالاترین افتخار ما "شیعه بودن ما" باشد، "شیعه ی 

واقعی حضرت امیر" همین و بس.

 

التماس دعا

نوشته شده در پنجشنبه 1390/05/27ساعت 11:24 توسط زهراسادات |

قال رسول اله صلى الله عليه و آله و سلم: (نظفوا طريق القرآن) قالوا: يا رسول الله: و ما طريق القرآن؟ قال: (افواهكم) قالوا: بماذا؟ قال (بالسواك)

رسول خدا(ص) فرمود: جاده قرآن را پاكيزه كنيد. سوال شد: يا رسول الله جاده قرآن كدام است؟ فرمود: دهان. سوال شد: به چه ترتيب؟ فرمود مسواك زدن.
نوشته شده در سه شنبه 1390/05/18ساعت 11:56 توسط زهراسادات |

اگر می خواهید اخلاق کسی را امتحان کنید ، به او قدرت بدهید.
نوشته شده در دوشنبه 1390/05/17ساعت 22:53 توسط زهراسادات |

در این ماه مبارک٬ برایتان اینگونه دعا خواهم کرد:

خدایا به جز خودت به دیگری واگذارش نکن!
تویی پروردگار او !
پس قرار ده بی نیازی در نفسش٬
یقین در دلش٬
اخلاص در کردارش٬
روشنی در دیده اش٬
بصیرت در قلب مهربانش
و
روزی پر برکت در زندگی اش ....

و اما ....

خداوندا ...
کمکم کن دیرتر برنجم٬
کمتر قضاوت کنم٬
و بیشتر فرصت دهم!

رمضان ماه فرصت ها ست. توفیق دعوت به ضیافت الهی مبارکتان باد.

دعایمان کنید.

نوشته شده در سه شنبه 1390/05/11ساعت 15:44 توسط زهراسادات |

بدان ای عزیز که رنج مردم در سه چیز است :

از وقت، پیش می خواهند.

از قسمت ، بیش می خواهند.

و آن دیگران را ، از آن خویش می خواهند.

 

خواجه عبدالله انصاری

نوشته شده در دوشنبه 1390/05/03ساعت 20:17 توسط زهراسادات |

آقا ببخش ...

که کوچه پس کوچه های شهر از من برای آمدنت
آماده تر شدند!!

میلاد یوسف زهرا (عج) بر شما دوستان عزیز مبارکباد.

نوشته شده در یکشنبه 1390/04/26ساعت 14:44 توسط زهراسادات |

دریا، ـ صبور و سنگین ـ
                           
                            می خواند و می نوشت:

ـ " .... من خواب نیستم !
خاموش اگر نشستم ،
                            مرداب نیستم !

روزی که بر خروشم و زنجیر بگسلم ؛
روشن شود که آتشم و آب نیستم !"

                             فریدون مشیری

نوشته شده در جمعه 1390/04/17ساعت 11:29 توسط زهراسادات |

هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست كه كسی انسان را دوست بدارد.

من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام كه مورد محبت كسی هستم مثل

این بوده است كه دست خداوند عالم را بر شانه خویش احساس كرده ام.
نوشته شده در سه شنبه 1390/04/14ساعت 23:44 توسط زهراسادات |

خجسته باد زیبا مبعثش که با

            "اقر باسم ربک " آغاز

  و با

           "انا اعطیناک الکوثر" بیمه 

 و با

           "الیوم اکملت لکم دینکم " جاودانه شد.

عیدتان مبارکتر باد . 

نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/09ساعت 10:28 توسط زهراسادات |

هرگز منتظر فردای خیالی نباش

سهمت را از شادی های زندگی همین امروز بگیر...
نوشته شده در شنبه 1390/04/04ساعت 1:7 توسط زهراسادات |

شب میلاد حضرت علی علیه السلام در کنار بارگاه ملکوتی امام رئوف "نیستم"


امشب بعد از سالها(البته تا اونجایی که تو خاطرم هست) تو چنین شبی تواتاقم نشستم و قسمتم نشد شب میلاد حضرت پدر در کنار بارگاه ملکوتی امام رضا علیه السلام باشم(البته خونواده هستنا!!).
آخه قراره هرسالمون بوده که چنین شبی اونجا باشیم.
اونجا نیستم ولی دلم پرکشیده ...
 
***
وقتی چشمامو میبندم همه چراغ هایی رو که تو صحن ها به یمن قدوم مرد خونه حضرت زهرا(س) روشن هست رو احساس میکنم بعد که یه خورده قدم میزنم بوی اسپندش منو تا زیر ایوان طلا میکشونه بعد تا گوشهام میان صدای نقاره رو بگیرن.....
چشمامو باز مینکم و میبینم ....
تواتاقمم..
دیگه ،امسال قسمتمون نشد.

***

شب میلاد حضرت پدر ،علی علیه السلام رو به همه دوستداران حضرت تبریک و تهنیت عرض میکنم،
امیدوارم به همه آرزوهای خوبتون برسید.
التماس دعا.

***

خیلی مخصوص: پدرم روزتون مبارک
ان شاءالله سایتون همیشه بالا  سر ما باشه.
 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1390/03/26ساعت 0:50 توسط زهراسادات |

 

امام جواد علیه السلام فرمودند:

کسی که سازش و مدارا با مردم را رها کند ناراحتی به او رو می آورد.

 

میلاد با سعادت دردانه امام رضا علیه السلام رو به محضر حضرت ولی عصر (عج) و امام رئوف
حضرت رضا علیه السلام تبریک عرض میکنم.

و از آقا میخوام که به حق گلدستشون امام جواد علیه السلام همه  رو به آرزوهاشون(البته

آنچه که خیر است و مصلحت) برسونن.

به امید اجابت.

ان شاء الله

نوشته شده در دوشنبه 1390/03/23ساعت 15:23 توسط زهراسادات |


آخرين مطالب
» تو در آغوش خدایی
» تسلیت
» شروع تازه
» آرامتر
» سد و مانع
» حرف های نگفتنی
» سلام
» عید مبارک
» شب آمرزش
» جاده قرآن
Design By : Pars Skin